*ظرفیت تنها بودن با واقعا تنها بودن متفاوت است*
یک نفر می تواند سالها در انفرادی باشد اما ظرفیت تنها بودن را نداشته باشد.
این حالت از یک تناقض اولیه به وجود می آید.
یعنی در دوران کودکی گاهی مادر در کنار فرزندش حضور فیزیکی دارد اما به گونه ای است که انگار حضور ندارد.
در اینجا مادر و کودک یک جا هستند اما هر کدام مشغول کار خود می باشند ولی حضور هر دو نفر برای هم مهم است، مادر ممکن است درگیر مطالعه یا هر کار دیگری باشد و واکنش چندانی به کودک نشان ندهد، مثلا تا زمانی که عروسک کودکش بر زمین نیوفتاده و شروع به گریه کردن نکرده به سراغش نمی رود.
در واقع ظرفیت تنها بودن از اینجا شکل می گیرد و تا بزرگسالی هم تاثیرات خود را در تمام روابط ما برجای می گذارد.
نکته مهم اینجاست که وقتی کودک بتواند کم کم رابطه جداگانه پدر با مادر را درک کند و جایگاه پدر را از زبان مادر متوجه شود و حضور خودش را در این مثلث ببیند روند رشدی مطلوب تری را سپری خواهد کرد.
در نهایت اینکه ظرفیت تنها بودن یعنی تنها بودن در حضور دیگری و شکل گیری این ظرفیت در ما باعث می شود که بتوانیم بعدها از رفتن به طبیعت، کنسرت، گالری و … تنهایی هم لذت ببریم و در حضور پارتنرمان یا فرد دیگر او را بهتر درک کنیم.
حال سوال مهم اینجاست که آیا اصلا مادر توان این جدایی را دارد یا همیشه به کودک خود چسبیده است؟



3 پاسخ
من تنهاییمو دوست دارم ولی همسرم شدیدا اجتماعیه متاسفانه تئ انتخاب دقت نکردم
ایا تنها بودن مشکله یعنی علامت مورد داری در فرد هست؟
خیر به هیچ عنوان. بعضی افراد از تنهایی لذت می برند، اگر تنهایی شما را اذیت می کنه یا ذهنتون رو شدیدا مشغول کرده می تونید با خانم دکتر بشارت مشاوره داشته باشید. برای گرفتن وقت مشاوره لطفا با شماره موسسه تماس بگیرید تا راهنماییتون کنن.
۰۴۱-۳۵۵۷۵۸۴۹