تا چه اندازه با جمله های زیر موافق هستید؟
ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﺎنی ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺿﺎﻳﺖ می ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺗﻜﺎﻟﻴﻔﻢ ﺭﺍ بی ﻋﻴﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﻧﺘﺎﻳﺞ عالی ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﻡ.
وقتی در انجام تكليفی شكست ميخورم خيلی احساس شرمندگی ميكنم.
عكس العمل ديگران نسبت به كارهايم خيلی برايم مهم است.
وقتی اشتباه ميكنم خیلی ناراحت ميشوم.
تنبلی و شلختگی اطرافيانم مرا خيلی عصبانی ميكند.
چنانچه پاسخ شما به همه یا تعداد بیشتری از جملات بله است احتمالا می توانید خودتان را در دسته افراد بی نقص گرا دسته بندی کنید.
افراد بينقصگرا دچار استبداد بايدها هستند. اين افراد اگر طبق بايدهای خود عمل نكنند دچار غمگيني، نااميدی و تأسف ميشوند و خود را سرزنش و ملامت می كنند و اگر ديگران طبق معيارهای آنها عمل نكنند نسبت به آنها خشم و خصومت می ورزند. تحقيقات زيادی ارتباط بين بی نقصگرايی را با افسردگی، اضطراب اجتماعی، وسواس نشان دادهاست.
بهطور كلی دو نوع بی نقصگرايی وجود دارد:
بی نقص گرايی متمركز بر خود: داشتن معيارهايی بالا و غيرواقعبينانه برای ارزيابی عملكرد خود. اين نوع بی نقص گرايی موجب انتقاد از خود و تنبيه خويشتن می گردد
بی نقص گرايی متمركز بر ديگران: داشتن معيارهای بالا و غيرواقعبينانه برای ارزيابی عملكرد ديگران. اين نوع بی نقص گرايي موجب سرزنش ديگران، بی اعتمادی و احساس خصومت نسبت به آنان می شود.
راه های مقابله با بی نقص گرايی:
- پذيرش خويشتن: يكي از بهترين راهها براي مقابله با بينقصگرايي اين است كه بپذيرد خطا كردن به هيچ عنوان به معناي بي ارزشي ذاتي انسان نيست.
- مدام با بی نقص گرايي خود بجنگيد: در هر فرصتی که افکار ناشی از بی نقص گرایی به ذهنتان حمله میکند با خود تکرار کنید که همه چین نمیتواند طبق اصول و ذهنیت شما پیش برود.
- از اشتباه نترسید و به دیگران نیز حق اشتباه رفتار کردن بدهید.
دکتر سعیده خلیل زاد روانشناس خانواده و زوج درمانگر


